جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1999

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

تحوّل و دگرگونى پديده‌هاى اين جهان ، روشن و آشكار است . گياهان با تغيير شرايط و اوضاع و احوال ، دستخوش تغيير مىشوند . دانش بشرى اين مطالب را ثابت كرده است . اكنون ما هم مىتوانيم عملًا اين تحوّل و تطوّر را در موجودات جهان مشاهده كنيم . اگر از درخت « ستاگيتير » سه شاخه جدا كنيم و يكى را در كناره‌هاى دريا و ديگرى را در زمينهاى كم ارتفاع و سوّمى را در ارتفاعات كوهها بكاريم ، خواهيم ديد كه طول اوّلى از يك وجب تجاوز نمىكند و برگهاى آن براى مقاومت در برابر سرما نزديك يكديگر قرار مىگيرند و براى ذخيره كردن آب و مقاومت در برابر گرما بلند هستند ؛ دومى ارتفاع بيشترى دارد و برگهاى آن از يكديگر دور تر و كوتاهتر است ؛ اما سوّمى داراى شاخه‌اى بلند و برگهايى بسيار كوتاه و دور از هم است . همين مطلب در خصوص حيوانات نيز صادق است . مگر نه اينكه علم ثابت كرده كه حيوانات با همه تفاوتهايى كه با يكديگر دارند ، از يك سلول پديد آمده‌اند ؟ از ماهى دريا و باز شكارى در هوا و زنبور عسل بر روى گلبرگها گرفته تا انسان ، همه از تغييرات و تحولات همان موجود تك ياخته‌اى به‌وجود آمده‌اند . مگر ماده ، با همهء اشكال مختلفى كه دارد ، زاييدهء تحول و تطور نيست ؟ مگر نه اينكه ماده و حيات ، در اصل و نتيجه ، دو پديده هستند كه همواره در حال تولد و تطورند ؟ مگر زمين ، جزئى از خورشيد نيست كه از آن جدا شده و تدريجاً به سردى گراييده است ؟ مگر كوههاى بلند در گذشته‌هاى بسيار دور ، زمين كف اقيانوسها نبوده‌اند ؟